روى گونسالس دو كلاويخو ( مترجم : مسعود رجب نيا )

264

سفرنامه كلاويخو ( فارسى )

و به بلندى دو دست آدمى كه كاملا باز گشته باشند . بهنگام پيكار بر هر يك از آنها حلقهء آهنين بزرگى استوار ميكنند كه به تيغهء شمشيرى منتهى مىشود كه همچون شمشيرهاى خميدهء ماست و در جنگها به كار ميبريم ولى اندكى كوتاهتر به قدر بازوى آدمى . فيل جانورى بسيار باهوش است و آنچه فيلبان به او دستور ميدهد ، مىكند . فيلبان بر گردن او مىنشيند و پاها را آويزان مىكند تا برسد به پشت گوش او . از آنجا كه گردن اين جانور بسيار كوتاه است فقط يك تن ميتواند بر پشت آن بنشيند . فيلبان بدست كجكى دارد كه با آن سر فيل را ميخراشد و او را بهر سو كه بخواهد ميراند . زيرا به مجرد آنكه با كجك بر سر فيل بسويى خراش وارد ميسازد بىدرنگ به آن جانب ميرود . در صورتى كه فيلبان با كجك او را به عقب برگرداند ، فورا مانند خرس بر پاهاى پشت مىايستد . زيرا كه راه رفتن و حركات او بسيار بروش خرس ميماند . هرگاه فيل را بجنگ برند فيلبان كاملا مسلح مىشود و نيز فيل را هم سلاح مىپوشانند . حملهء او با جهشهايى كه مانند روش خرس است ، انجام مىشود و آنگاه تيغه‌هاى شمشيرى را كه بعاج او بسته‌اند به كار ميبرد و در هر گام يك ضربه مىزند و سر را بلند مىكند و هر كس را كه هدف كرده است به عقب مياندازد . ضربات او متوجهء كسى است كه در برابر او بايستد . بهنگام جنگ هر گاه كه فيلبان بخواهد فيل را با خشم بيشترى به پيش راند ، بر سر فيل با كجك چنان مىزند كه نوك آن پيشانى او را زخم كند . تا فيل درد آن زخم را احساس كرد دهان را باز و ناله‌اى بلند مىكند كه به خروش خوك شبيه است . اين زخم كه روز بر سر او زده شده است بهنگام شب هرگاه كه او را در هواى آزاد بگذارند بهبودى مىيابد . در صورتى كه او را در جاى سر پوشيده گذارند بىدرنگ خواهد مرد فيلبان كه بر فيل سوارست او را وادار ميسازد تا آنچه ميخواهد از زمين بردارد حال آن شيئى هر قدر هم سنگين باشد اهميت ندارد . فيل براى برداشتن خرطوم خويش را باز مىكند و آن چيز را بر ميدارد و